X
تبلیغات
رایتل

درون من

ادبیات

پروانه

جمعه 16 بهمن‌ماه سال 1388 04:47 ق.ظ نویسنده: سهیلا چاپ

پروانه ی کوچک من 

آفتاب برآمده 

بالهایت را بگشا 

پرواز کن 

بگذار انگشتان طلایی خورشید 

خالهای رنگینت را نوازش کند 

پیش از آنکه صفیرسیاهی از شرق برآید  

و ترا در خود فرو برد 

بر بالهای باد سوار شو 

به آسمان پرواز کن 

زیرا سیاهی در راه است 

و شاید دیگر هرگز 

روزی از پس این روز نیاید 

نظرات (2)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل (پنهان میماند) :
وب/وبلاگ :
متن نظر :
سلام سهیلا
وبلاگ جالبی داری وشعرهای خوبی بودن
من مسیحا دوست داشتی تبادل لینک کن
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام دوست عزیز
ازینکه به من سرزدید ممنونم
شما هم وبلاگ خوبی دارین. بهتون سر می زنم
لبخند خوش حالی مرا می بینی؟
سبکبالی ام را می بینی؟
.
.
.

از خواندن این دو شعر احساس بسیار خوبی دارم مانند پروانه ی کوچکت
مانند احساس زیبای عاشقانه ات

چقدر دلم برایت تنگ شده
احساس چون برگ گلتو می بوسم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام قشنگم
قربون دل با صفات برم من . من هم دلم برات تنگ شده . سعی می کنم بیشتر بیام اینجا. بوس .